ادامه مطلب
ادامه مطلب
ماجرای سوختن صورت کین اینه:؟!!!!
وقتی که مادر آندرتیکر میمیره پدرش یه زن دیگه مگیره که اون زن کین رو قبلا بدنیا آورده بوده و کین ۱۸ساله بوده و آندرتیکر ۳۲ ساله یعنی تفاوت سنی اونا تقریبا ۱۴ ساله. آندر که اصلا از ازدواج پدرش راضی نبوده تصمیم میگیره که از خانواده دومش انتقام بگیره. برای همین چندی پس از ازدواج پدرش نیمه شب از خواب بلند میشه و خونشون رو به آتش میکشه و از خونه بیرون میره. چند وقت بعد مطلع میشه که پدرش به همره زنش در آتش سوختند و برادرش یعنی کین زنده مونده و دچار سوختگی شدید سر و صورت شده . بعد از این ماجرا آندر از کین خوشش میاد و در بهبود یافتن اون ، کین رو کمک میکنه و اونو در سن ۱۹سالگی با دنیای کشتی کج آشنا میکنه و رفته رفته کین رو به wwe میاره. کین هم از کشتی کج خوشش میاد و با یک لباس قرمز و ماسکی برای پیدا نبودن صورت سوختش پیمان عهد را با آندر میبنده. مدت زیادی دو برادر با هم کارمی کردند و هیچکس یارای مسابقه با اونا رو نداشت حتی در این مدت ۲ نفر رو هم به قتل رسوندند،در هر مسابقه که کین کم میاورد آندر به کمکش میرفت و در هر مسابقه هم که آندر کم میاورد کین به کمکش میرفت. در ابتدا هردو برادر مسیحی بودند اما .......... .
بعد از چند سال یک نفر ماجرای کشته شدن پدر و مادر کین توسط آندر را به گوش کین رسوند و این بار نوبت کین بود که انتقام بگیره. شب هنگامی که آندر خواب بود کین بالای سر آندر رفت و هنگامی که خواست با چاقو به قلب آندر فرو کند وی از خواب پرید و با دیدن این صحنه یه دست کتک ناب به کین زد و رفت. ۲ماه آندر نبود و در یکی از مسابقات هنگامی که کین با میک فولی مسابقه میداد ناگهان میکفولی بند ماسک کین را پاره کرد و چهره ی وحشتناک و سوخته ی کین پدیدار شد..... کین با دیدن این صحنه دستش را به صورتش گرفت و از رینگ بیرون رفت ...... ناگهان صدای دینگ...دینگ... برادر برخاست بله آندر بعد از ۲ ماه با چهره و آهنگی متفاوت بازگشت. حت فن خود (لستراید) را هم عوض کرده بود ،وی آمد و یک (تامبستون پیلدرایور) به کین زد و رفت. از اینجا بود که جنگ و آتش میان دو برادر در گرفت. در طی دو ماهی که دو برادر نبودند حرفهای زیادی درباره ی آنها زده شد. تا وقتی که به ناگاه صدای موزیک کین برخاست و کین با چهره ای جدید به رینگ آمد. در طی این ۲ ماه کین صورت خود را جراحی پلاستیک کرده بود و ماسکش را هم برداشته بود وی اعلام کرد که من همون کین گذشته ام و هنوز هم دین مسیح را قبول دارم. چندی بعد در وسط مسابقه ی کین صدای موزیک ترسناک برادر بلند شد آندر با چهره ای وحشتناک وارد رینگ شد و اعلام کرد دین من دیگر مسیح نیست بلکه دین من شیطان است...... بله آندر تیکر شیطان پرست شده بود و ابلیس و جن در گوشت و پوست او رفته بود و هیچکس جلودارش نبود و بیش از ۸ نفر را کشت.
این ماجرا ادامه داشت تا سال گذشته که دوباره برادران نابودگر رینگ با هم تیم شدند. چند مسابقه را بردند و دوباره از هم جدا شدند. در حال حاضر هم کین مسیحی و آندرتیکر شیطانپرست هست.
من خودم طرفدار هر دو برادر بودم و هستم و خواهم بود
لقب
:John Cenaتاریخ تولد:23آپریل1977(28ساله
)محل تولد
:West Newbury, Massechusettesوضعیت:مجرد(احتمالا
)قد:6'3
"وزن:260
lbsمحل تعلیم
:Ultimate Universityتاریخ ورود به كشتی كچ:2001
لقبهای دیگر
:Prototype (UPW)......Doctor of Thugganomicsحركت پایانی
:The STF-U Submission
FU/Thuganomics 101
~(Modified Death Valley Driver)
The Proto-Bomb (in OVW)
aka The Killswitch (in WWE)
حركتهای مورد علاقه كه زیاد استفاده میكنه
:You Can't See Me Stalling Suplex
Protoplex/Killswitch/Freestyle
Five Knuckle Shuffle
Dropkick
Elbow Smash
Rapper Punch
The Throwback (Running Neck Snap)
Missile Dropkick
Running Corner Attack
Spinebuster
Steel Chain Attack
Swinging Fishermanbuster
The Throwback (Running Neck Snap)
Pump It Up
دشمنان
:
Chris Jericho
Billy Kidman
Brock Lesnar
The Undertaker
Eddie Guerrero
Chris Benoit
A-Train
Paul Heyman
The Big Show
Booker T
Kenzo Suzuki
Rene Dupree
Carlito Carribbean Cool
Jesus
Orlando Jordan
John Bradshaw Layfield
Kurt Angle
Edge w/Lita
Triple H
وب سایت او
: http://www.john-cena.comدر حال حاظر این سایت قطع هست
.FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT="
افتخارات
:او یك بار كمربند
UPW Heavyweight titleو یك بار كمربندOVW Heavyweight titleرو داشته.او همچنین چند وقت به همراه یارش یعنی
Rico ConstantinoكمربندOVW Southern Tag Team titles رو داشته.در14مارچ2004در رسمنیا20 با شكست دادن حریف خود یعنی
Big Show توانست كمربندWWE United States title رو بگیره.در3آكتبر2004 در نو مر30 با شكست دادن حریف خود یعنی
Booker Tتوانست كمربندWWE United States title رو بگیره.در19نوامبر2004 در اسمك دان با شكست دادن
Carlito Cool توانست كمربندWWE United States title رو بگیره.در3آپریل2005در رسمنیا21 با شكست دادن حریف خود یعنی
John Bradshaw Layfield توانست كمربندwweرو بگیره.و آخرین قهرمانی او هم در رویال رامبل2006 رخ داد.او با شكست دادن حریف خود یعنی
Edgeتوانست كمربندwweرو بگیرهمروری بر زندگینامهی ادی "اوماگا" فاتو
جمعهی گذشته ادی فاتو، كه در حرفه ی خودش به نامهایی همچون جمال، اِكمو و مهمتر از همه اوماگا معروف بود در سن 36 سالگی درگذشت. فاتو بی حركت در رختخوابش افتاده بود توسطهمسرش پیدا شده و به بیمارستان منتقل میشود اما حملهی قلبی دوم نیز به سراغ او میاید تا دیگر او را در بین خود نداشته باشیم. در ایتدا روز جمعه خبرها ضد و نقیضی در اوماگا اعلام شد و بعد خبر آمد كه اوماگا در وضع بسیار وخیمی قرار دارد. در این زمان پیامهای بسیاری رو از سوی همكاران سابق او مانند جیم راس، كن كندی، وال ونیز، كندیس میشل، چاوو گررو،توری ویلسون و بابی لشلی در توئیتر اكانت هاشون شنیدیم. مدتی بعد یك روزنامهی محلی با نام د هیوستون اگزامینر خبر مرگ اوماگا رو اعلام كرد كه توسط رسلینگ آبزرور نیز تایید شد. آبزرور نوشت:"فاتو حدود ساغت 6 بعد از ظهر بعد از حملهی قلبی دوم در بیمارستان درگذشت." در این زمان از رسانهها خواسته شده بود كه از ارائهی اطلاعات نادرست و شایعه پراكنی بپرهیزند چرا كه اون میتونست وضع ناگوار فاتو رو بدتر هم بكنه
.آفا انوای این چنین به رسلینگ آبزرور گفت:"از طرف خانوادهی انوای و فاتو میگم كه از دست دادن اكی شوك بزرگی به ما بود. پسر ما، خواهرزادهی ما، برادر، پسر عمو یا پسر دایی، شوهر و پدر ما از میان ما رفت و قلب ما رو شكست. واژهها نمیتونند احساس هر یك از ما رو بیان كنند. مایه تسلی هست وقتی كه میبینیم اكی چگونه بین خانواده، همكاران، دوستان و بیش از همه طرفدارانش محبوب بود."
در اینجا قصد داریم تا نگاهی به كریر اوماگا بیندازیم و با او بیشتر اشنا بشیم
.خانوادهی ساموایی
6
"گروه بیلی و چاك ترسیدهاند و اون تغییر نخواهد كرد. مهم نیست كه اون پنجاه سال، شانزده ماه یا سه دقیقهی آخر باشه... یك دقیقه صبر كن، فقط من به تری مینتز گوش میدم؟ (این جمله رو اریك بیشاف در اسمكدان دوازدهم سپتامبر 2002 گفت.
در سال 2002 دبلیو دبلیو ای تصمیم گرفت كه اونها رو به لیگ اصلی وارد كنه و تشخیصداد كه زمانش فرا رسیده. اولین حضور اونها در راء 22 جولای بود كه به دی لو براون و شاون استیسیك حمله كردند. ادی با نام جمال و مت با نام رُزی، تری مینتز وارنینگ رو تشكیل داده بودند. اریك بیشاف اعلام كرده بود كه هر كس جلوی راه او قرار بگیره مورد ضرب و شتم تری مینتز قرار خواهد گرقت. حملات رندوم باعث شد تا گیمیك اونها موفق از آب در بیاد و در طول این هفته ها اونها به افرادی مانند مولاه و مئه یانگ، مینی داست، معرف رینگ لیلیلان گارسیا، بیگ شو، "سوپرفلای" جیمی اسنوكا، جف هاردی و حتی دو زن جوان در بك استیج حمله كردند. اریك بیشاف نام این حملات رو "The Bisch" گذاشته بود. در یكی از به یاد ماندنیترین لحظات اونها مراسم ازدواج بیلی و چاك در اسمكدان 2002 رو بر هم زدند. بعد از اینكه ریكو به نقش هیل تغییر پیدا كرد و به دستور اریك بیشاف، تری مینتز وارنینگ وارد عمل شدند و جمال به منیجر اسمكدان استفنی مكمن و چاك پالومبو ساموان دراپ زد قبل از اینكه اعضای اسمكدان بهرینگ بیان و اعضای راء به میان تماشاگران برن. دو هفته بعد تری مینتز وارنینگ در اولین مسابقهی رسمی خودشون در تاریخ 22 سپتامبر در آنفورگیون موفق به شكست بیلی و چاك شدند. این تگ تیم به نظر میرسید كه آیندهی درخشانی داشته باشه و در آینده پركارتر ظاهر بشه. در راء 14 اكتبر جمال به هال آو فیمر دبلیو دبلیو ای پت پترسون، ساموان دراپ میزنه و بعد از اینكه تریمینتز وارنینگ از جمال، رُزی و ریكو تشكیل میشه نگاه متفاوت تری به این تیم میشه و اونها تا ماه نوامبر بخش عمدهای از شوء ها رو تشكیل میدادند. پس از شكست دادن تیم بوبا ری دادلی و جف هاردی در راء 4 نوامبر و تیم بوباری دادلی و اسپایك دادلی در راء 11 نوامبر، تری مینتز وارنینگ در سروایور سیریس و مسابقهی الیمینیشن تیبلز مچ مقابل تیم بوباری و اسپایك دادلی و جف هاردی شكست خوردند كه در اون شب دی وان دادلی نیز دخالت داشت. در راء شب بعد نیز تری مینتز به تیم دادلی ها (بوباری، دی وان و اسپایك) باختند. پس اط این دو شكست، تری مینتز اكثرا با دادلی ها درگیر بودند و اغلب اونها رو هم با شكست پشت سر گذاشتند. این تیم همچنان در دبلیو دبلیو ای فعالیت داشت و هم جمال و هم رُزی در رویال رامبل 2003 نیز شركت كردند تا اینكه آخرین حضور انها به راء 12 و 19 می 2003 و شكست برابر دادلی بویز برمیگشت. در یكم ژوئن 2003 و در مسابقات هیت، تری مینتز در برابر تیم مِیون و تامی دریمر قرار گرفتند و بعد از اون جمال توسط دبلیو دبلیو ای از كمپانی كنار گذاشته شد و ظاهرا دلیل اون هم درگیری جمال با یك افسر پلیس در یك كلوب شبانه بوده.
ژاپن
بعد از جدایی ادی مدتی به NWA-TNA پیوست و در تاریخ 24 سپتامبر 2003 با نام اكی به همراه سانی سیاكی تیم شد. اكمو در طول دوران كوتاه خودش در تی ان ای چند پیروزی رو از جمله در برابر آمریكن ماست وانتد بدست اورد اما در نهایت در تاریخ ترجیح داد به ژاپن بره. یكی از مسابقات جالب اكی در تی ان ای باخت به تیم سی ام پانك و جولیو دنیرو باختند. اكی در ژاپن به لیگ NJPW پیوست و در آنجا هم موفقیتهای تگ تیم زیادی رو در برابر بزرگان اون لیگ بدست آورد و برای اولین بار در كریرش در تصمیم گرفت تا با نام جمال به طور انفرادی كار كنه. اسپرینگ بورد البو، مونسالت، چوكسلم یك دستی، ترنباكل پاوربمب و سوپرفلای استایل اسپلش از جمله فنون او در آن زمان بود كه برای فردی در اندازههای او بسیار ایده ال بود. اكی در این دوره هم صاحب موفقیتهایی شد و درخشش او باعث شد تا دبلیو دبلیو ای در دسامبر 2005 قرارداد دیگری با او به امضاء برسونه. آخرین مسابقه ی او در لیگ NJPW در یكم دسامبر 2005 بود كه به همراه كی و میچینوكو در برابر تیم ساساكی، ناكاییما و آكیرا رایجین پیروز شدند.
دِ ساموان بولدوزر
اوماگا سال جدید رو هم با مسابقه با جف هاردی آغاز كرد و در راء هفتم ژانویه در برابر جف قرار گرفت و مطمئنا یكی از زیباترین مسابقات سال 2008 هم بود. اوماگا تا دقایق پایانی رویال رامبل در رینگ بود. در الیمینیشن چمبر راء در نو وی اوت پس از دریافت چندین فینیشر پیاپی حذف شد. برای مسابقه رسلمنیا او در مقابل باتیستا قرار گرفت. مسابقهای كه نبرد راء در برابر اسمك دان بود. ویلیام ریگال، اوماگا رو انتخاب كرد و ویكی گررو باتیستا رو. در اون مسابقه هم فریادهایی با این صدا رو میشنیدیم كه میگفت:"اوووووو ماااااااا گااااااا ...". بعد از رسلمنیا اوماگا برای یك مرتبه ی دیگر هم با جف درگیر شد و سوانتان بمب فراموش نشدنی جف از روی كامیون هم در اون مسابقه رخ داد. در بیست و سوم ژوئن همان سال اوماگا به اسمك دان درفت شد تا با چهرههای جدیدی رو برو بشه. اوماگا اولین مسابقهاش در اسمكدان رو در برابر باتیستایی برگزار كرد كه او هم به راء درفت شده بود. به نوعی ریمچ رسلمنیای 24 رو شاهد بودیم كه باتیستا با دی كیو موفق به شكست اوماگا شد. بعد از اون اوماگا چند مسابقه سبك رو انجام داد و مدتی هم با كندی درگیر شد تا اینكه به دلیل پارگی رباط صلیبی او مجبور شد از مسابقات برای مدتی دور بماند. در طول مدت مداوا اوماگا یك بار هم در اف سی دبلیو حاضر شد تا از نزدیك شاهد فعالیت این لیگ بازیكن ساز باشه. غیبت اوماگا تا اوایل سال 2009 ادامه داشت تا اینكه اوماگا به اسمدان بازگشت و در هفتههای ابتدایی در برابر چند جابر قرار گرفت. اما مهمترین مسابقه ی اوماگا بعد از بازگشت در برابر قهرمان دبلیو دبلیو ای تریپل اچ در تاریخ ششم مارچ بود كه با دخالت لگسی ناتمام ماند. بعد از این مسابقه باز هم شاهد غیبت اوماگا بودیم و او در رسلمنیای 25 هم حضور نداشت تا اینكه در تاریخ 1 می برگشت و با مستر مانی این د بنك سی ام پانك درگیر شد. اوماگا در طول درگیری با پانك در دو پی پر ویو حضور داشت كه در جاجمنت دی پیروز شد اما در مسابقه ی ساموان استرپ مچ در اكستریم رولز شكست خورد و این مسابقه آخرین حضور او در دبلیو دبلیو ای بود چرا كه اوماگا در تاریخ هشتم ژوئن توسط كمپانی كنار گذاشته شد. این تصمیم بسیار عجیب بود چرا كه گفته میشد رایولری بین اوماگا و آندرتیكر از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود. بعدها دلیل این كار زیر پا گذاشتن برنامههای پزشكی دبلیو دبلیو ای اعلام شد
.تنها - خارج از دبلیو دبلیو ای
پس از كنار گذاشته شدن اوماگا خبرها و شایعات زیادی منتشر شد كه او به تی ان ای خواهد پیوست. در این مدت اوماگا در یك مسابقه نمادین در تاریخ 11 جولای در برابر كن اندرسون قرار گرفت كه شكست خورد. بعد از این خبرهایی شنیدیم مبنی بر اینكه اوماگا با یكی از كمپانیهای آمریكایی یا ژاپنی قرارداد خواهد بست و جی آر در بلاگش این چنین نوشت:"فكر كنم این اتفاق(كنار گذاشته شدن از دبلیو دبلیو ای) یك شوك بزرگ برای ادی بوده به طوریكه او نسبت به چند ماه قبل چند كیلو وزن كم كرده. اما اخرین مسابقات اوماگا در تور هالكامنیا انجام شد. ادی با اریك بیشاف قرارداد این تور رو بست. در كنار ادی برادرش ریكیشی و افراد مهم دیگری از جمله ریك فلیر، كن اندرسون و وال ونیز نیز در این تور حضور داشتند. اوماگا هم درست مثل ادی گررو اخرین مسابقهاش رو در برابر كندی انجام داد
.در بك استیج به نظر ادی چهرهی محبوبی داشت و در عكسهای تور هالكامنیا این كاملا مشخص بود.(ظاهرا یك بار كه اوماگا لباسهای تریپل اچ رو به تن كرده بود و مطمئنا باعث گشاد شدن آنها شده بود، رندی اورتن از او دفاع كرده بود). الیجا بورك نیز یك بار در گذشته در وبسایتش اینگونه نوشته بود كه: یكی از بهترین و لطیف ترین كسانی كه من تا كنون باهاش كار كردم ادی فاتو بوده. به گفته ی اطرافیان، خنده، شوخی و لذت با هم بودن از كارهای روزانه ی ادی فاتو بود و او فقط جثهی بزرگتری نسبت به بقیه داشت. سرانجام ادی فاتو در تاریخ چهارم دسامبر 2009 بر اثر حملهی قلبی خانواده و دوستان خودش رو تنها میزاره. بعد از این اتفاق هم خبرهایی بود مبنی بر اینكه قرار بوده او به زودی و احتمالا برای رویال رامبل به دبلیو دبلیو ای برگرده
.كمپانی دبلیو دبلیو ای از سال 1990 و با انتشار كتابی كه میك فولی درباره ی زندگی شخصی اش نوشت شروع به تهیه و تدوین زندگی نامه های سوپراستارهای خود از جمله راك ، ریك فلیر ، استیو استین ، جری لائلر ، هولك هوگن و ویلیام رگال كرد ولی هیچ یك از این كتاب های منتشر شده تاكنون نتونسته كه انتظارات رو بطور كامل برآورده كنه.
در یك نگاه اجمالی كه به سوپراستارهای هر3 شو یعنی راو و اسمكدان و ای سی دبلیو انداختم یك نفر وجود داشت كه اصلا فكر نمی كردم بتونه كتابی درباره ی زندگی نامه اش بنویسه ولی وقتی كتابش رو خریدم و خوندم فهمیدم كه واقعا باید زندگی نامه اش رو به صورت كتاب دربیاره تا همه بتونن از خوندن چنین كتاب زیبایی لذت ببرن و اون یك نفر كسی نیست جز "باتیستا" مردی كه سابقه ی چندین بار قهرمانی كمربند سنگین وزن های دنیا رو هم داره
.این كتاب كه با نام "باتیستای رها شده" منتشر شده بطور كامل و خیلی مناسب درباره ی زندگی وی توضیح می ده كه البته باید از نویسنده ی معروف جرمی رابرتز هم تشكر ویژه ای داشت چون كمك های فراوانی به باتیستا در نوشتن این كتاب كرد
.اما درباره ی قسمت هایی از این كتاب می شه به دوران بچگی باتیستا اشاره كرد كه دیوید باوتیستا كه بعدها به باتیستا ملقب شد دوران كودكی خودشو در سال های 1970 تا 1980 در شهر طلسم شده ی واشنگتن دی سی گذراند جاییكه در ان زمان به هر علفزاری كه نگاه می كردی می تونستی یك جسد رو ببینی و یا وقتی كه روزنامه هارو ورق می زدی در هر صفحه اش می تونستی اخباری از قتل عام های خونین خانواده ها در واشنگتن رو بخونی
.اما همین شرایط سخت برای زندگی باعث شد كه باتیستا فردی سر سخت و قوی بار بیاد بطوریكه تونست تحت همین شرایط طاقت فرسا رشد كنه و مدتی رو هم در دسته ی جنایتكاران گذراند ولی در نهایت والدینش كه از هم طلاق گرفته بودن مجبور به ترك این ایالت شدن تا فرزندشون بیشتر از این ها اسیب نبینه
.ولی در حقیقت باتیستا خیلی دیر به استعداد نهفته اش پی برد و در سن 30 سالگی به عنوان یك بدن ساز شروع به كار كرد و دركنارش از یك كلوب شبانه هم مراقبت می كرد و به نوعی بادیگار انجا بود ولی باتیستا زمانیكه از قهرمان سابق دبلیو دبلیو سی برای كشتی كچ كار شدن جواب رد شنید باز هم به تلاش خودش ادامه داد و تمرینات خودش رو بیشتر و بیشتر كرد تا بتونه به ارزوی خودش كه تبدیل شدن به یك سوپراستار بود برسه و این دقیقا همین اتفاقی بود كه براش رخ داد و در سال 1999 باتیستا همراه با یكی از دوستان صمیمی خودش برای دسترسی مطلوب به امكانات كشتی كچ به پنیسالیوانا كه ایالتی در شرق امریكا هست و مقر تمرینات اهالی جزیره ی ساموا می باشد عزیمت كردند و انجا محلی شد برای تبدیل شدن سریع باتیستا به یك سوپراستار
.و پس از انجا به او وی دبلیو رفت جاییكه اغلب سوپراستارهای كشتی كچ از انجا كشف شدن و وارد كشتی كچ دره ی ایالت اوهیو شد
.در همان ایالت اوهیو بود كه جیم كرنت یكی از استعدادیاب های كشتی كچ درباره ی باتیستا گفت : باتیستا منو یاد نهنگ كتاب عهد عتیق می اندازه
.و سپس در اكادمی ا كا ا با یكی دیگه از نوابغ حال حاضر كشتی كچ یعنی جان سینا اشنا شد و بعد به عنوان اولین حضورش در كمپانی دبلیو دبلیو ای همراه با كشیش دیوون حضور یافت و پس از ان به گروه اولوشن پیوست و دركنار تریپل اچ و ریك فلر و رندی ارتن جوان حرفه ی خودشو ادامه داد و همین باعث شد كه باتیستا به یك چهره ی محبوب در كشتی كچ تبدیل بشه و بتونه در رقابت های مین اونت پی پی وی ها حضور داشته باشه و دركنارش قهرمانی رو تجربه كنه
.همچنین در بخش هایی از این كتاب خاطرات بسیار جالب و خواندنی باتسیتا از كار كردن با بزرگان كشتی كچ ازجمله گلدبرگ و اندرتیكر و اسكات اشتاینر و اج وجود داره كه باتیستا به نحو زیبایی ان لحظات و خاطرات رو توصیف كرده
.حتی باتیستا از خاطرات جالبی كه در پروازهای خودش دركنار خانواده ی دبلیو دبلیو ای داشته برای طرفدارای كشتی كچ می نویسه كه این به معنی احترام قایل شدن به خوانندگان این كتاب هست
.اما فراتر از این مطالب می توان به موضوعات زیر اشاره كرد كه باتیستا با صداقت كامل برای خوانندگان كتاب نوشته
:ترس باتیستا از پرواز با هواپیما
.اخراج شدن از دبیرستان به دلیل دعواهای مكرر
.ازدواج های ناموفق باتیستا
.اختلاف نظر با كاركنان كمپانی دبلیو دبلیو ای
.متنفر بودن باتیستا از اینترنت
.تبدیل شدن دختر نوجوان باتیستا به عنوان والدین وی.(باتیستا عاشق دخترش هست
.)و مطالب جالب و زیاد دیگری از زندگی خصوصی باتیستا
............به نظر من باتیستا هیچ چیزی از زندگی خودش حتی زندگی خصوصی خودشو از خوانندگان این كتاب مخفی نكرده و تمام اتفاقات زندگیشو با صداقت كامل توصیف كرده
.مطمینا از خواندن این كتاب لذت می برین و برای باتیستا و خوانواده اش ارزوی خوشی و سلامتی می كنین
.هم اكنون كتاب "باتیستای رها شده" در كتاب فروشی های معتبر و همچنین در فروشگاه سایت دبلیو دبلیو ای در دسترس می باشد
پایان

